X
تبلیغات
شمیم عدالت

«هاشمی را روزگاری «مرد عبور از بحران» می خواندند و وقتی از او درباره این بحران هشت ساله پرسیدیم، چند بار از جزییات طفره رفت و گفت که نمی خواهد «چوب به مرده بزند» اما مگر می شود به همین آسانی از این هشت سال و به ویژه چهار سال نفسگیر دوم یک دولت خرابکار و نامشروع گذشت. برای همین وقتی هاشمی انگیزه هایش را از ورود به انتخابات 84 می گوید، مسیر گفت وگوی ما ناگزیر به نقد دولت احمدی نژاد هم می رسد: «روندی که با دوران بازسازی و سازندگی آغاز شد، روند تکاملی بود که تا سال 84 ادامه داشت و اگر همان گونه ادامه می یافت، به ویژه در زمانی که نفت گران شد و پول زیادی به دست آوردیم، خیلی خوب می شد. اگر این هشت سال، دست یک دولت توانا و عاقل بود، پیشرفت کشور حالت جهشی داشت.»

متن بالا بر گرفته از ویژه نامه روزنامه اعتماد است.نگارنده مطالب خود را بر فرض صحت نوشته های بالا مکتوب می کنم در حالی که می دانم که صحت دارد

 

۱- آقای هاشمی و دوستان باید بدانند که مشروعیت از شخصی با گفته و سخن پراکنی سلب یا منتصب نمی شود. مشروعیت تعریف دارد و کسی که در چارچوب آن تعریف قرار گیرد می توانند از مشروع یا نامشروع بودن آن دم بزنند.

۲- ملاک اگر بر نقاط ضعف باشد که از اولین رییس جمهور تا آخرین انها همه دارای نقاط ضعف بودند و هستند.پس با این حساب تمام این دولت ها نامشروع می باشند من جمله دولتهای پنجم وششم.

۳- آقای هاشمی از سال ۸۴ به بعد این را مد نظر داشته که تنها کسی که در عرصه سیاسی توانسته وی را مغلوب سازد ، احمدی نژاد بوده است . به همین علت از آن سالها تا کنون همواره از هر فرصتی استفاده نموده و به دولت نهم و دهم حمله ور شده است. خب این شکست دلیل بر نامشروع بودن حریف نیست.

۴- مگر مردم زمان دولت پنجم وششم را یادشان رفته است و آن بحران های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را. تورم ۴۹ درصدی ، غائله مردم خوزستان و طبس و...، پایه گذاری اشرافیگری و فساد اداری و اقتصادی، رانتخواریهای گسترده و ..... که نمونه کوچکی از رویدادهای زمان آقای هاشمی بر مسند ریاست است.خب این اثرات تا الان بر زندگی مردم اثر گذاشته است. آیا برای نامشروع بودن کافی نیست.این را باید مد نظر داشت که همان مردمی که به احمدی نژاد رای دادند همان هایی بودند که هاشمی و روحانی را بر سر کار آوردند.

۵- امثال مثل بابک زنجانی ها و یقه سفید ها همه در دولت هاشمی جان گرفتند و بوجود آمدند. اینکه دولت اصلاحات و تدبیر امید ادامه دولت سازندگی است ، خود گویای مسائلی ست که برای فهمیدن آنها به زمان نیاز می باشد  و اکنون سکوت بالاترین فریاد است.

 

دولت پیشین «نامشروع» و «خرابکار» بود! / دولت قبل عاقل نبود

توهين و تحقير براي تحريك، پاسخ احمدي نژاد چيست؟

دفاع ولایتی از دولت احمدی نژاد

پندار شکست خورده

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

 

نحوه استقبال مردم از این سه دوست نیز جالب است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

دولت راستگویان بار دیگر نه به طور کامل اما صداقت خود را نشان داد و وعده سبد کالایی را به اجرا در آورد. اما تصاویر و اخبار حواشی دور روز اول توزیع این سبد ، خود گویای  هزاران حدیث نگفته است. از ماجراهای قبل توزیع و عدم اختصاص به قشر کارگر گرفته تا نحوه توزیع و در صف ایستادن مردم از ۶ صبح همه زوایای اشکاز این طرح بود.

اما آنچه که در این میان به نظر اهمیت داشت را در ذیل آورده ام:

۱- نحوه اختصاص سبد توزیعی این را نشان می دهد که جانب عدالت از سوی مسئولان نادیده گرفته شده است. هدف آقایان حمایت از مردم می باشد اما آیا اقشار کارگر و تامین اجتماعی هایی که بالای ۵۰۰ هزار تومان در ماه حقوق میگیرند واقعا جزء مرفهین حساب شدند که سبد به آنها تعلق نگرفته است؟

۲- دولت می توانست با طرحی مبالغ هر سرپرست را در کارت وی شارژ و حق انتخاب را به خود نفر می داد تا بتواند بطور خرید کالایی و صرفا خرید از  فروشگاه ها بصورت غیر نقدی اقدام نماید.زیرا در هر صورت این مبلغ وارد چرخه اقتصادی می شود و این بهانه که در اختیار نهادن مبلغ به سرپرست ایجاد تورم می کند یک بهانه سوخته است.

۳- تصاویری که از این دو روز انتشار یافته است آیا با کرامت و شان مردم ما همخوانی دارد ؟... قطعا چنین نیست. صحنه هایی که بوجود آمده نوعی بی احترامی به مردم تلقی می شود که مسسب آن حرکت اشتباه مسئولان در این امر است.

۴- اما آقای روحانی مطلبی را باید بداند که دوستان وی در سال های قبل عمل واریز نقدی یارانه دولت به حساب مردم را نوعی گداپروی می خواندند. و شاهد این امر هم آقای هاشمی رفسنجانی و مصاحبه و سخنرانی های ایشان است.حال الان باید روشن شود که اگر عمل دولت قبل گداپروری بوده، پس این حرکت دولت جدید را چه بنامیم؟

در شرایطی که بسیاری از حامیان عملکرد کنونی دولت، مسئولان گذشته را به دلیل دادن یارانه نقدی به رویکرد پوپولیستی و مخدوش کردن شان و کرامت مردم متهم می کردند اما اکنون خود عامل این رویداد تاسف برانگیز شده اند که علاوه بر اشتباه در انتخاب قشر ضعیف جامعه، شیوه توزیع نامناسب آن هم رویدادهای تلخی را رقم زده است.

اما همه حقیقت این نیست!!!!

 

نتیجه «در مرکز نشستن» و تصمیم گرفتن بهتر از این نخواهد بود/

لطفا پیام ۲۴ خرداد را دریافت کنید

 هاشمی «سبدکالایی» را گداپروری نمی‌داند؟

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

عمو یادگار(آقا خرسه) نمیری تو غار.:    ...............    دیگه این روزها با ایران رادیاتور کی میره تو غار!!!

این دیالوگ آشنا در پیام های بازرگانی چند سال قبل تا کنون برای همه هم نسلی های من در این روزها یاد آوری از عده ای  به اصطلاح سیاسیون در کشور است که بواسطه روی کار آمدن اقای روحانی از غاری که احمدی نژاد برایشان درست کرده بود بیرون امدند.

حاج محسن رفیق دوست که همگان او را با برادر مشهورش و فاضل خداداد می شناسند ، در انجمن مهندسین افاضاتی فرمودند:

"باید دقت کنیم کلاهی که 8 سال پیش سر ما گذاشتند دوباره سرمان نگذارند. حرفی که الان مي‌زنم از اول هم مي‌گفتم ما دیگر فرصت قمار، آزمون و خطا نداریم نظام ما نظام واحد است و هیچ کشوری در دنیا اینگونه نیست."

"احمدی‌نژاد در دیداری که با لطف‌الله فروزنده داشته گفته اوضاع روحانیت و مراجع تقلید خوب بوده و شکمشان سیر است و «اصلا آن‌ها به چه دردی می‌خورند؟»"

"مهندس سعیدی کیا در دولت نهم وزیر مسکن و عضو هیات امنای بنیاد بود ابتدای سال چهارم به من گفت من مي‌گویم زیر آسمان کبود ضد ولایت فقیه تر از این آقا (احمدی‌نژاد) نداریم او به من گفت من سال سوم رفتم پیش آقا گفتم مي‌خواهم استعفا بدهم زیر این دولت، دولت ضد ولایت فقیه است آقا گفتند بمان تا دوره‌ات تمام شود."

در مورد سابقه ایشان گفته و ناگفته ها بماند که چطور با رانندگی امام خمینی از فرودگاه مهرآباد در بهمن ۵۷ به چه پست هایی که رسیدند!   اما در مورد این جملات بالا که بیان داشتند چند کلمه ای مینویسم:

 ۱- بعد از روی کار آمدن دولت تدبیر و به اصطلاح اعتدال، انگار عده ای از آقایان از بند رها شده و خود را در بهشت زمینی میبینند و دوران ۸ سال گذشته را وادی السلامی برای ایران می دانند که اقای احمدی نژاد نباش آن بوده است. سخنرانی های این آقایان را در ۶ ماه گذشته مرور کنید تا به کنح قضیه پی ببرید

۲- اقای رفیق دوست که بعد از جنگ در بنیاد مستضعفان ورود و خروج می کردند کافیست به قضایای سال ۷۴ و فاضل خداداد نگرشی داشته باشند و آن دوران طلایی را تجزیه و تحلیل نمایند.

۳- بر فرض محال که آقای سعیدی کیا نظرشان در مورد ضد ولایت فقیه بودند احمدی نژاد درست باشد، خیلی بیجا و غلط می نماید که این دولت را همراهی کرده است مگر انکه خبری بوده باشد که حجت نمی شود.

۴- بسنده آنست که آقای رفیق دوست مواضع و سخنرانی های احمدی نژاد را دوباره مرور کند تا بداند مصداق شکم سیرها و گردن کلفتان چه کسانی بودند نه آنکه آب را گل الود کند و از روحانیت مایه بگذارد. همین بس که آلان آن بدرد نخورها هستند که دوران احمدی نژاد را قبرستان می بینند.

 

واکنش حاجی بابایی به سیاه نمایی ها دولت روحانی

ابطحی: اصولگرایان جایگاهی بین مردم ندارند!

ادعای هاشمی درباره تایید رهبر انقلاب بر عملکرد تیم دیپلماسی

 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

در ادامه افاضاتی که آقای اکبر ترکان از ۲۴ خرداد ۹۲ تاکنون از خود نمایان ساخته، اینبار کسانی که به آقای روحانی  رای ندادند را به افراطی گری و بی قانونی متهم کرده است. فارغ از این شاذ گویی آقایان و توهمی که از رسیدن به قدرت نصیبشان گردیده است ، در این رابطه چند جمله را به تحریر در می آورم:

 

۱- اینکه آقایان ،دولت و صاحب منصبان قبلی را زیر سوال ببرند امری مذموم اما طبیعی است. بالاخره یک طیفی بجای طیف مقابل خود که ۱۸۰ درجه اختلاف دیدگاهی دارندروی کار امده است و سیاست ها و نظرات دولت قبل خود را قبول ندارد. اما این امر سبب واگویی هر گونه توهین و تهمت به مردم و دولتمردان قبل نیست و باید مراقب کلام خود باشد

۲- این کجای منطق بشری است که هرکه به من رای نداده ، موافق افراط گری و بی قانونی است. کسانی که در دوم خرداد برای عوامفریبی شعار زنده باد مخالف من را سر می دادند ، چرا اینک سکوت  پیشه کرده و یا به تایید امثال ترکان مشغولند؟

۳- نمایندگانی که در مجلس برای هرگونه سخنان اطرافیان احمدی نژاد سینه چاک می دادند و همه را انحرافی و ضد ولایت فقیه می خواندند، چرا سر در گریبان فرو برده اند؟

۴- سایر کاندیداهای شرکت کننده در انتخابات ریاست جمهوری که خود و رای دهندگان به آنها مورد خطاب اقای ترکان و دوستانش قرار گرفته اند این را به یاد بیاورند و در خاطر داشته باشند که سیاه نمایی علیه احمدی نژاد در آن زمان ، اینچنین عواقبی به دنبال دارد.

اینکه خداوند در جای حق نشسته است و در نظامی که ولی فقیه حاکم است حق مظلوم  پایمال نمی شود را به فهم خواننده می سپارم ولی آینده هم چیز را روشن خواهد ساخت و این تاریخ است که حقیقت را نشان می دهد.اما دولت آقای روحانی و دوستان بدانند:

هرجائی که مردمان عافیت طلب و راحت طلب ، در وسط میدان معرکه و مبارزه جایی برای خود باز نمی کنند  و خطر پذیری نمی کنند، انسانهای مومن و مبارز را به تندی و افراطی گری متهم می کنند

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

امروز  طبق وعده ،توافقنامه هسته ای ژنو اجرا شد .. طرف ایرانی شروع کننده بود و با نظارت آژانس انرژی اتمی تمام تجهیزات و مکان های مربوط به غنی سازی ۲۰ درصد پملپ شد.طرف خارجی نیز به گفته اشتون منتظر تایید سازمان اتمی است تا تعهدات خود را در قبال ایران اجرا کند!

در داخل نیز شاهد برکناری مدیر سایت هسته ای شهید احمدی روشن بودیم.

امیدوارم آخر و عاقبت این توافق نامه و حواشی آن بهترین فایده را برای ملت داشته باشد...ان شاالله

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

"برخی هنوز صدای ملت را در 24 خرداد نشنیده‌اند، پنبه‌ها را از گوش درآورند" ......

این جمله از ۱۲ مرداد تا کنون بعنوان شاه بیت یا حسن ختام اکثر سخنرانی های آقای روحانی در محافل عمومی توسط ایشان بکار رفته است. و نکته جالب تر آنکه هر موقع موضع یا رفتاری مخالف دولت در سطح سیاسیون بوجود آمده ، این جمله را رییس جمهور به زبان آورده اند. برای ذهن های جویا این سوال پدید می آید که مگر پیام ۲۴ خرداد چه بود و یا چرا رییس جمهور همواره این جمله را بیان میکنند؟  ......... آقای روحانی سلیقه های موجود در بدنه جامعه را به دو گروه تقسیم کرده است . در یک طرف گروه اعتدال گرا و مدبر وجود دارد که خود ایشان جز این گرو ه اند و در طرف دیگر گروه افراط گرا و خشن و زورگو  که مخالفان ایشانند. و اعتقاد دارد که مردم در ۲۴ خرداد به ایشان و گروهش رای داده اند و  برخی ها هنوز این پیام مردم را نشنیده اند.

بنده در چند جمله باید عرض کنم :

۱- جناب رییس جمهور تفسیر درستی از گروه های رای دهنده ندارند. اینکه بگویند"«مردم در 24 خرداد به افراط و تفریط، به خشونت، خودرأیی، تک‌رأیی، عدم مشورت، عدم تدبیر، رأی نه دادند و به اعتدال، تدبیر، عقلانیت، رأی آری دادند.»" اولا توهین به تمام ملت ایران است و در ثانی متهم کردن ۳/۴۹  درصد از رای دهندگان به کاندیداهای دیگر به افراط و خشونت خواهی است. شاید قلبا به این سخنان با این مفهوم اعتقاد نداشته لیکن در ظاهر حرف خود را زده  اند  و هر شنونده ای در می یابد که معنای سخن رییس جمهور این است که نزدیک به نیمی از مردم کشور به دنبال افراط، تفریط، خشونت، خودرایی، تک رایی، عدم مشورت و عدم تدبیر بوده اند! و تنها کسانی که به وی رای داده اند معتدل و دارای صفات عالیه هستند!

۲- گذشته از مفهوم سخنان رییس جمهور  ۷/۵۰ درصدی که به ایشان رای داده اند به طور کامل از اصلاح طلب ها نبوده اند . بلکه مردم اصولگرایی نیز بوده اند که از برخی رفتارهای سیاسیون اصولگرا ناراضی بوده اند. به همین خاطر به کسی که خود را در دایره اصولگرا واصلاح طلب می داند رای داده اند.

۳- اینکه جمله نشنیدن پیام ۲۴ خرداد را زمانی مطرح میکنند که دولت ایشان توسط  مجلس و رسانه و برخی مردم  مورد انتقاد قرار داده می شود نیز با رویکرد ظاهری تحمل سخن مخالف  در منافات است.

۴-  اما آقای روحانی بداند که عده ای دیگر از این برخی ها پیام واضح ملت در ۲۲ خرداد ۸۸ را هم نشنیدند. پیامی که میتوانست کشور را از بحران های خارجی نجات دهد ، با نشنیدن مصلحتی برخی از آقایان و خانم ها  کشور را در معرض بحران خطرناکتر قرار داد. آیا ایشان آن موقع هم از نشنیدن پیام مردم ناراحت نشدند؟

از وضعیتی که احمدی نژاد در دولت دهم با آقایان اقتدارگرا داشت و هجمه به ایشان در اینجا چیزی نمی گویم اما در آخر نیز باید عرض کنم که جناب رییس جمهور به قول خودشان تازه ۵ ماه است که شروع کرده اند . تا ۳ سال و چند ماه دیگر وقتی شاهد یک سری رویکردهای مورد تضاد بادولت ایشان را دیدند آن موقع واکنش رییس جمهور جالب است!!!!!! 

در حاشیه افراطی، خود رای و غیر معتدل خواندن نیمی از رای دهندگان/

80 درصد خیبری ها به مناظره احمدی نژاد و روحانی رای مثبت دادند

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

نوشته زیر آخرین پست ( نوشته )محمد رحمانی مدیر نکات پرس مسدود شده است .... به نظرم جالب آمد.بعضی گفته هایش ناگفته های عمیق دارد:

 

 محمد رحمانی
این آخرین پست سیاسی من است؛ اشتباه نکنید من نه بریده‌ام و نه کم آوردم بلکه به نتیجه‌ای رسیدم که امثال احمدی‌نژاد رسیده‌اند... در شرایط «فعلی» امکان فعالیت عادلانه سیاسی وجود ندارد...

وقتی بیش از ۸ هزار خبر نکات پرس را در تایید نظام و ساختار و رهبری را نمی‌بینند و می‌گردند و چندتا کامنت را بر سرمان می‌کوبند که به نظام توهین کردی، افترا بستی و تبلیغ علیه نظام و هزار جور اتهام دیگر و هزینه بالایی را که با خون دل و قطره قطره جمع کرده بودیم بر باد می‌دهند چه نیازی به فعالیت ما است؟!

فعالیت سیاسی در کشور حتی در دفاع از نظام با قرائت آزاد و عدالت طلبانه آخرش می‌شود همین جایی که من هستم یک پرونده قضایی، اعصاب خورد، خانواده مضطرب و...

مهم نیست که من خود را فدایی نظام می‌دانستم، مهم این است که با قرائت آنان هم خوانی نداشت...
کامنتها که نقد فاضل لاریجانی از آب درآمد و دادستان محترم از همین رو انقلاب را در خطر دید وراسا به میدان آمد و قبل از هر تذکر و نصیحتی با دستور مستقیم نه تنها سایت را فیلت‌ر کرد بلکه هاست و سرور را خاموش کرد تا ۶ ماه تلاش بر باد رود و حتی آرشیو برای مرور هم نداشته باشیم...


۲۵ میلیون تومان پولی را که برای ازدواجم پس انداز کرده بودم به امید واهی جلوگیری از سقوط آندلس فرهنگی_سیاسی تماما هزینه کردم بودم، با یک دستور ۲ خطی یکسره بر باد رفت؛ منی که می‌خواستم فرمانده این جنگ نرم باشم! مانند گوسفندی ذبح شدم چون باید همانگونه می‌اندیشیدم که برایم طراحی کردند... حتی دفاعم از نظام هم باید مدیریت شده باشد وگرنه خطر می‌شوم و به راحتی حذف...

۲ سال پیش بود که با شور و هیجان برای یک مدیر دولتی طرح‌های پیچیده رسانه‌ای و فرهنگی را شرح می‌دادم وی که سابقه برخورد قضایی داشت با حالتی سرد و یخ گفت «نمی‌گذارند»؛ گفتم مگر خلاف قانون است ما درچارچوب هستیم و چه چه، اصلا حضرت آقا خود فرموده‌اند که جوانان آرمانگرای....
گفت روحیه‌ات را ستایش می‌کنند ولی نمی‌شود!

راستش را می‌خواهید آن روز از وی و این نگاهش متنفر شدم با خود گفتم که چقدر سست اراده است...
اما امروز خود به‌‌ همان نتیجه رسیده‌ام
ما را نمی‌خواهند! زورمان هم نمی‌رسد! اگر هم صدایمان را بلند کنیم و گردنمان را افراشته کنیم و بر آرمان‌هایمان تاکید کنیم جایمان می‌شود اوین و رجایی شهر و... آن زمان دیگر آنهایی که یک عمر سنگشان را به سینه می‌زدی می‌شوند زندانبان ما! خیلی‌ها این واقعیت تلخ را از نزدیک درک کردند؛ نگارنده تا آن ایام که در بسیج بود و از فتنه و مبارزه با آن و قبل‌تر از لزوم ولایت‌مداری سخن می‌گفت لوح باران می‌شد و بسجی مخلص خطاب می‌شد؛ اما امروز اگر از عدالت و آزادی بیان در چارچوب خود برای دفاع از‌‌ همان نظام بگویم نتیجه‌اش می‌شود همین...

برای ۸ هزار خبر در نکات که از هیچ نهاد و دولتی ریالی مساعدت هم دریافت نکردیم نه تشویق شدیم و نه آفرین شنیدیم اما برای انتشار سهوی برخی کامنتها که در فضایی آزاد به بحث می‌پرداختند باید گردن کج کنیم و بگوییم غلط کردیم!

آری بلند می‌گویم غلط کردیم! غلط کردیم که خیال می‌کردیم شعار کرسی آزاد اندیشی حقیقت است! غلط کردیم که خیال می‌کردیم ظرفیت پذیرش دیدگاه‌های متفاوت در کشورمان بسیار است! غلط کردیم که خیال می‌کردیم جوانان باید آرامانگرا و شجاع باشند! غلط کردیم که نشدیم مانند میلیون میلیون آدم عادی دیگر که می‌خورند، کارمندی می‌کنند ساعت نماز و ناهارشان دقیقه‌ای تکان نمی‌خورد اضافه کارشان را تا دقیقه اخر حساب می‌کنند زن می‌گیرند و به ازدیاد نسل به دستور بزرگان عمل کرده در هر دولتی و اندیشه‌ای حضور دارند و در ‌‌نهایت رستگار می‌شوند... باور کنید غلط کردیم که نیمه شب از خواب می‌پریدیم و برای بسط انقلاب در بین جامعه وجوانان نقشه عمیلیات فرهنگی طراحی می‌کردیم! غلط کردیم ما باید کیهانی می‌شدیم، چه معنی دارد که به این فکر کنیم که چرا بعضی معاند و مخالف شدند و چه کنیم که این اتفاق رخ ندهد! در عوض باید می‌گشتیم و رگه‌های انحراف و نفاق و فتنه را بیابیم و فریاد بزنیم یافتم رابط موساد را! یافتیم عامل بیگانه را! حذفش کنید تا دیگر صورت مسئله‌ای نباشد...

این کلاه سیاست اصلا برای ما گشاد است! سیاست مدار مانند آن (...) است که تا ديروز زیر پرچم مشایی یقه چاک می‌داد و سردبیر روزنامه‌شان بود و امروز برای مخالفان مشایی خوش رقصی می‌کند نه مایی که در بودن مشایی و در اوج قدرتش نقدش می‌کردیم و در اوج حمله و مظلومیتش از وی دفاع! اگر از نظام حتی به شیوه ضد اخلاقی اما در چارچوب تعریف شده دفاع کنی در حالی که دیگران را رسما به فساد جنسی و رابطه با دخترشان به دروغ متهم ‌کنی، خیلی اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد! اما امان از کامنت انتقاد به اخوی‌ها...

سیاست و رسانه باشد مفت آنان! برای من‌‌ همان گوشه کتابخانه و مرور اسناد و کتاب‌ها شیرین‌تر است...
۲ روز مانده به قرار بازپرسی‌ام به تمام حزب اللهی‌ها رو انداختم برخی نیششان را باز می‌کردند می‌گفتند حقت است! یا اگر کمی انسان‌تر بودند با دعایی خیر از من جدا می‌شدند! بعضی‌ها هم امتحان و دانشگاه و... داشتند! شاید هم ترسیده بودند که نکند در این میان این محکوم مخوف به تلاویو پناهنده شود و متضرر مالی شوند!
در این میان نه یک حزب اللهی نه یک احمدی نژادی بلکه یک اصلاح طلب که تا چندی پیش فتنه گر خطابش می‌کردم،‌‌ همان او که می‌گفتم جای این ادم روزنامه ایران نیست و حرص و جوش می‌خوردم کفالتم را به عهده گرفت! عجب از این رسم زمانه که آنانی را که برایشان مومنانه و نه از روي تملق یقه چاک می‌دادم را نه تنها نیافتم و با تلفن‌های خاموش مواجه شدم یا انکه دعای خیرشان را حواله‌ام کردند در مقابل از کسی کمک رسید که... او آمد تا من بفهماند انسانیت ومعرفت خط کشی عقیدتی و سیاسی ندارد. اصلا همین خط کشی‌ها پدرمان را درآورده تا بفهم یک اصلاح طلب که برای وی حتی مشکل ایجاد کردم خیلی مرد‌تر از آنانی است که خود را ضربه گیرشان کرده بودم (ابته خیلی از رفقا هم کوشیدند که کفیلی جور کنند که نتوانستند یا دیر شد یا... انصافا دكتر الهام نيز پيگير پرونده‌ام بود که از همه ان‌ها متشکرم)
وداع من با سیاست کثیف و سطحی که ملک شخصی است که ورود به ان بدون مستی، جرم است؛ ان شا الله آغازی است بر تحقیق و پژوهش تاریخ نگاری و علم آموزی

بعد از مدتی فیس بوک و پلاس و وبلاگم را حذف می‌کنم تا دوستان زحمت بیشتری برای بررسی بیشتر و ایراد اتهام‌های رنگارنگ را به من نداشته باشند.
می‌کوشم سایت را از فیل‌تر خارج کنم و به دوستان امین و انقلابی‌ام می‌سپارم نه از ترس از مجازات که هنوز هم که هنوز هست غسل شهادتم را ترک نمی‌کنم بلکه برای...

این روز‌ها NO را به کرات شنیدم به شدت CUT شدم و برمن انچنان اتهام بستند و تفاوت کرسی آزاد اندییشی در راستای تثبیت عمیق نظام یا تبلیغ علیه آن را تشخیص ندادند که بر من PRESS بسیار وارد شد؛ باشد! با این سبک از نظامشان دفاع کنند تا نتیجه‌اش را با گوشت و پوست درک کنند...

دوستان بسيار خوب و صميمي از فضاي مجازي يافتم كه هرگز رهايشان نمي كنم

اعترافاتم را با اشكم تاييد مي كنم
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

 

از کرامات شیخ ما این است
وعده را داد و گفت سنگین است
 
این کلیدی که شیخ آورده
به گمانم ز کشور چین است
 
وعده هایی که می دهند اینها 
خیمه شب بازی دروغین است
 
بخشش حق ملت ایران 
شاهکار خواص بی دین است
 
گر بگویی ز رانت خواری شان
غیر اخلاقی است و توهین است
 
حاصل کار قبلی حضرات
امر تعلیق و صلح ننگین است
 
آن امیر کبیر دیگر رفت
مجمع مصلحت خودش فین است
 
این گزارش نبود تهمت بود
نام آن افترا و توهین است
 
هر کسی دل به غرب می بندد
پشت او جایگاه خورجین است  
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

در برنامه های تلویزیونی که از اول امسال در زمینه سیاسی و اقتصادی و حالت مناظره گونه، اجرا شده است ، جای خالی دولت نهم و دهم و سیاسیون طرفدار آن بکلی خالی است........... امروز که در حال دیدن برنامه " شناسنامه" بودم  و حضور اکبر ترکان را مشاهده کردم ،  تصورم بکلی  به یقین تبدیل شد....  

 

چرا در این گونه برنامه ها ، حال که دولت دهم رفته است وزیران آن و در راس آنها محمود احمدی نژاد را دعوت نمی کنند؟

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حسن روحانی

رئیس‌محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

با آرزوی موفقیت برای جنابعالی و خدمتگزاران دلسوز در سراسر کشور، با آنکه اینجانب - حتی پس از شنیدن گزارش چند روز گذشته شما که بر "پایه" "انتساب عناوین غیرمنصفانه و بی‌پایه" به دولت‌های نهم و دهم شکل گرفته بود- به اقتضای مصالح کشور، بنا بر سکوت داشته و دارم، لکن به احترام تقاضاهای بی شمار گروه‌های مختلف مردم و از جمله صاحب‌نظران سیاسی و اقتصادی‌، لازم دیدم که از جنابعالی دعوت نمایم تا در فضایی کاملاً دوستانه و صمیمی، در مناظره‌ای صریح، اصولی و روشنگر در منظر افکار عمومی، ابهامات و حقایق ناب را آنطور که هست، مورد تصدیق و تاکید قرار دهیم تا از فرصت برداشتن گام‌های بلند و استوار در مسیر روبه جلوی کشور دریغ نشود.

اینجانب با تاکید مجدد بر لزوم تحکیم‌ دوستی‌ها و حفظ وحدت و همدلی به ویژه در شرایط کنونی، این روشنگری را از جهت پاسداشت تلاش‌های گسترده، صادقانه و کم‌نظیر همکاران و کارکنان دولت در سراسر کشور و نیز قشر وسیعی از فعالان عرصه خدمت در بخش خصوصی، وظیفه خود می‌دانم، چرا که بار مسئولیت پیشرفت آتی ایران عزیز عمدتا و همچنان بر دوش این عزیزان خواهد بود. بدیهی است که جفا بر این خیل عظیم می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری را متوجه کشور نماید.

خدا را شاهد می‌گیرم که این دعوت نه بر اساس یک حس شخصی، بلکه بر مبنای احساس تکلیف دینی و ملی صورت می‌گیرد. وگرنه اینجانب و همکارانم در طول ۸ سال مسئولیت خود، زمانی که در عین تحمل بار سنگین خدمات کم‌سابقه در جای‌جای میهن اسلامی به موازات دشمنی‌های بیگانگان، حجم کم‌نظیر ناملایمات و بی‌مهری‌های برخی در داخل را به عشق ملت بزرگ ایران به جان پذیرفتیم، امتحان خود را به نیکی پس داده‌ایم.

همچنین در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری در شرایطی که دولت دهم در فقدان نماینده‌ای از خود در رقابت‌ انتخاباتی و ما لا پاسخگویی- آماج حجم سنگین و گسترده‌ای از اتهامات و انتقادات ناروا بود- به خوبی و شایستگی به وظیفه شرعی و قانونی خود در صاینت از آرا مردم عمل کرد و با برگزاری انتخاباتی قانونی و سالم، ظرفیت بالای خود را به ظهور رساند. علاوه بر ضرورت حمایت و دفاع از تلاش‌های شبانه‌روزی نیروهای مخلص و سخت‌کوش کشور در همه حوزه‌ها و قوه‌ها، چیزی که موجب مزید نگرانی شده این است که نادیده انگاشتن ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها و داشتن برآوردهای ناصحیح و آمارهای نادرست از وضعیت کشور چه بسا به تصمیم‌سازی‌های ناصواب در عرصه سیاسی و اقتصادی داخلی و بین‌المللی و تضعیف امید و نشاط ملی بینجامد.

از این رو با تاکید مجدد بر این دعوت به عنوان قطره‌ای از اقیانوس ملت ایران، آمادگی دارم که همه توان و تجربه خود را برای تسهیل و پیشبرد امور در خدمت دولت قرار دهم.

خادم ملت ایران

محمود احمدی‌نژاد
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

                                      محتسب آن مرد را دید و گریبانش گرفت
                                      متهم گفتا که ما را باکی از احضار نیست
 
                                      گفت می باید تو را در نزد مردم بشکنم
                                      گفت مرد عشق را اندیشه ی بازار نیست
 
                                      گفت چون یارانه دادی جیب ما خالی شده
                                      گفت ما را آرزوی ثروت و انبار نیست
 
                                      گقت با افشاگری هایت به ما توهین شده
                                      گفت وهن ظلم در اسلام ناهنجار نیست
 
                                      گفت جانا پرده ی تزویر ما بالا زدی
                                      انحرافی بدتر از این در همه اعصار نیست
                                     
                                      از چه می رفتی به استان ها تو مرد منحرف
                                      حشر و نشر با خلایق شیوه ی رفتار نیست
 
                                      گفت من از نوکران مردم دل خسته ام
                                      جز ظهور یار در اندیشه ی انصار نیست
 
                                      گفته اند از دل برفت آن کس که رفت از دیده ها
                                      این تصوّر شامل اسطوره ی عیّار نیست
 
                                      مسکن مهر و فضا پیما و چرخ هسته ای
                                      کارهای ماندگارش قابل انکار نیست
 
                                      همچو عمّار است این دکتر برای رهبری
                                      با وجود آن یگانه کارها دشوار نیست
 
شعر زیبا از مرتضی رحیمی یگانه
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

آفت عدالت در جمهوری اسلامی(4)             (22 دی ماه 1392)

تزویر

یکی از اصلی ترین آفت های عدالت از صدر اسلام تاکنون تزویر بوده و هست.در لباس دیانت و دوست بر آدمی وارد میشود و آنگاه که به هدف خود رسید جامعه را به نابودی می کشاند.تزویر همواره در برابر عدالت و عدالت طلبان قد علم کرده و مسلمبن را به چالش کشیده است.مقاومت مردم را در برابر بی عدالتی هدف گرفته و در صدد شکستن آن بر می آید.

دیالوگ تاریخی مختار را بیاد بیاورید:

امروز مي خواهم به مصاف تزوير بروم که بدترين آفت دين است؛ تزوير با لباس ديانت و تقوي به ميدان مي آيد. تزوير سکه ايست دورو که بر يک رويش نام خدا و بر روي ديگرش نقش ابليس است؛ عوام خدايش را مي بينند و اهل معرفت ابليسش و چه خون دل ها خورد علي از دست اين جماعت سر به سجود آيه خوان و به ظاهرمتدين... يا ايها الذين امنوا، امنوا به شما قول مي دهم چنانچه با همان نيات روزهاي نخستين قيام شمشير بزنيد پيروزيد و بر دشمن مزور غلبه مي کنيد. در ميان شما هستند کساني که احيانا قصد تسليم دارند، من بيعتم را از ايشان بر مي دارم و اتمام حجت مي کنم: تزوير به شما امان مي دهد تا مقاومتتان را بشکند؛ پس از غلبه شک نکنيد گردنتان را خواهد شکست.

تزویز یعنی: اسلامی که پسران امیه به زبان آوردند،قرآنی که عمروعاص به نیزه کرد ، وعده های معاویه به ابن عباس برای خالی کردن پشت امام حسن،از دین خارج خواندن امام حسین توسط بنی امیه ،انتصاب امام رضا به ولیعهدی توسط مامون و...

در سالهای پس از انقلاب اسلامی نیز جامعه ایران و جمهوری اسلامی از تیرهای تزویر در امان نبود.عده ای به اسم اسلام و انقلاب در بعضی مناصب حکومتی به باورها و اعتقادات مردم حمله می کردند.اشرافیگری و دنیا پرستی را رواج دادند.قدرت طلبانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم را بر هم زدند.در طول این 34 سال کسانی را که خواهان عدالت و تفکر صحیح اسلامی بوده به چالش کشانده و یا منزوی کردند.

تزویر یعنی اینکه

- یک روحانی در مقام اجرا به اسم آزادی اندیشه عملا فساد در جامعه گسترش دهد

- به اسم سازندگی، اشرافیگری و اختصاصی سازی را به کشور تحمیل کند

- به اسم دفاع از مردم و منافع ملی ، انرژی هسته ای را تعطیل کردند

- بواسطه دلسوزی برای مردم، قدرت را بین خود تقسیم کردند.

تزویرگران رای و انتخاب مردم را بر نتافته و در طول این 8 سال اخیر از وارد کردن انواع هجمه ها به مردم کوتاهی نکردند.مردم دولت احمدی نژاد را در سال 84 بر مبنای از بین بردن فقر وفساد و تبعیض و اجرای عدالت در کشور برسر کار آوردند.احمدی نژاد توانست خدمت های زیادی را به مردم انجام دهد.مردم روستاها و شهر های کوچک که تا آن روز مدیران کل را به چشم ندیده بودند،رییس جمور از نزدیک و رو در رو به صحبت های آنان گوش فرا میداد.هیئت دولت تا به امروز 100 سفر استانی به تمام ایران انجام داده است،مسکن مهر، سهام عدالت،خدمات فراوان عمرانی و آبادی روستاها و شهرها،توجه به خارج از پایتخت،ساده زیستی رییس جمهور ، ایستادگی در برابر استکبار و زیاده خواهی غرب،اعتقادات راسخ در زمینه مهدویت و ولایت فقیه.

انتقاد های وارده به دولت وحساب کسانی که منقد دلسوز هستند به کنار ،اما در طول این سالها معاندان داخلی در لباس دوست به بهانه های مختلف و صد البته ریاکارانه خدمات این دولت را زیر سوال برده و انواع توطئه ها را برای ضربه زدن به آنها به کار بردند.

زدن انگ های مختلف به رییس جمهور و اطرافیان، فاسد نشان دادن دولت،ضد ولایت فقیه جلوه دادن احمدی نژاد، اخلال در برنامه های اقتصادی دولت.از آن روز اول با اختلال در بازارهای اساسی که مردم به آنها نیاز داشتند،مقاومت و رای مردم را هدف قرار دادند.در این دوسال اخیر همگام با استکبار فشار اقتصادی به مردم را چند برابر کرده تا نشان دهند که این دولت مقصر تمام مشکلات است و حمایت و توجه مردم را کم کرده تا بتوانند دولت را بر زمین بزنند. خواص و عموم مردم را به دولت بدبین کرده و در مقابل قرار دادند.

مردم عزیز ایران بدانند، هدف تزویر انتخابات 92 و دوباره به دست گرفتن امور مردم است.اگر مقاومت شکسته شود و دوباره بر سر کار بیایند شاید برگشتن دیگر دیر شود .

پی نوشت:یکی از سخنرانی های احمدی نژاد را در جواب تزویر و فریب خوردگان آن :به ما گفته اند که شما یک جریان انحرافی هستید. گفتم مگر شما اصل اسلام هستید که هرکس از شما زاویه داشت منحرف باشد؟! اگر اینطور است بله ما منحرف هستیم، ما هزار بار از شما منحرفيم. من خبر دارم چه خبر است! ما در آينده شاهد پيروزي حتمي هستيم. روز پشیمانی نزدیک است که بیایید و بگویید اشتباه کرده اید و دولت چنین و چنان است.

آفت های عدالت در جمهوری اسلامی(3)

آفت های عدالت در جمهوری اسلامی(2)

آفت های عدالت در جمهوری اسلامی(1)

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

مطالب قدیمی‌تر
 
پیچک دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ