برگرفته از مصاحبه مهندس علایی با سایت دولت بهار  

 

مهندس مجتبی اعلایی، استاندار ایلام در دولت دهم در گفت و گو با دولت بهار درباره هجمه برخی از گروه های سیاسی به ظاهر متضاد علیه دولت های نهم و دهم و شخص رئیس جمهور سابق، اظهارکرد: به اعتقاد من این حجم عظیم از اتهام زنی و هجوم به دکتر احمدی نژاد و دولت های نهم و دهم کاملا طبیعی و قابل درک است. شمشیر عدل آقای دکتر احمدی نژاد سرهای بسیاری از منفعت طلبان را به باد داده و خیلی ها از ایشان کینه های بدری و خیبری دارند.

وی با بیان اینکه برخی از اشخاص حداکثر به درد نبرد های سیاسی و زد و خورد های منفعت طلبانه می خورند نه حضور در حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی، خاطرنشان کرد: کسی که در دولت جمهوری اسلامی یا سایر نهادهای نظام وارد می شود باید بداند که تخریب دولت قبل خلاف منافع ملی و مصلحت نظام است. تخریب دولت های نهم و دهم از جانب هر شخص و جریانی که صورت بگیرد نشانه ضعف شخصیتی و ضعف مدیریت است.

مهندس اعلایی درباره ادعاهای برخی از اخراجی های دولت های نهم و دهم اظهارکرد: اگر کسی به آقای احمدی نژاد نقد جدی و مبنایی داشت باید در همان مقطع مسئولیت به ایشان می گفت و اگر می دید ایشان ترتیب اثر نمی دهد باید همان موقع استعفا می داد و دولت را ترک می کرد. اینکه برخی از افراد وقتی اجبارا از اسب ریاست پیاده می شوند، ناگهان انقلابی و منتقد می شوند معنای روشنی دارد. اصولا این قبیل موضع گیری ها منطقی نیست و ریشه هایش را باید در جای دیگری جست و جو کرد. بنده شخصا نقدهایم را در همان مقطع مسئولیتم به خود دکتر احمدی نژاد منتقل می کردم و ایشان هم همیشه شنوای انتقادات بود. مگر می شود یک نفر هیچ اشتباهی نداشته باشد و مگر کسی مدعی است که آقای احمدی نژاد معصوم است و همه تصمیمات دولت مطلقا صحیح بوده؟ حتما خطا وجود دارد اما چرا بعد از خروج از دولت یاد بازگو کردن انتقادات می افتیم؟ اینکه وقتی در قدرت هستیم از فرصت های مرکب ریاست استفاده می کنیم و وقتی پیاده شدیم، شروع کنیم به بدگویی، نمی تواند ناشی از فضیلت باشد.

وی با بیان اینکه دکتراحمدی نژاد سیر بسیار خوب و درخشانی را از شهرداری تهران شروع و پایه گذاری کردند، افزود: بنده از زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای در نهاد ریاست جمهوری بودم و منش همه روسای جمهور و دولت ها را از زمان مدیریت حضرت آقا تا امروز از نزدیک دیده ام. قصد نفی دولت های سازندگی و اصلاحات را ندارم اما ویژگی های دکتر احمدی نژاد با هیچ کس قابل مقایسه نیست.

استاندار ایلام در دولت دهم اضافه کرد: سلامت نفس آقای احمدی نژاد حقیقتا بی نظیر است. در حکومت علوی هرچه سطح مقام بالاتر می رود باید زهد و ساده زیستی مدیران بیشتر شود. رئیس جمهور اسلامی ایران باید در نهایت ساده زیستی زندگی کند. من شهادت می دهم که ساده زیستی آقای دکتر احمدی نژاد بی نظیر است. در دوران مدیریت دکتر احمدی نژاد در شهرداری تهران، بنده مدیرکل روابط عمومی شهرداری بودم. آن زمان ولوله ای مضحک و تاسف آور به راه انداخته بودند که ایشان آمده تا همه جا را "زنانه – مردانه" کند، خیابان ها را دیوار بکشد، پارک ها را به صورت زوج و فرد در اختیار زنان و مردان قرار دهد و ... . در همین شرایط خبرنگاری با من مصاحبه و با تمسخر سوال کرد آیا درست است که آقای احمدی نژاد از منزل غذا می آورد و غذای شهرداری را نمی خورد؟ من به این خبرنگار محترم گفتم حالا این چیزی که گفتید، ضد ارزش است یا ارزش؟ یعنی معتقد بود شهردار تهران که حقوقی از شهرداری نمی گرفت و فقط به حقوق دانشگاه بسنده می کرد و حتی غذایش را از منزل می آورد مرتکب عمل ضد ارزشی شده است! نکته اینجا بود که برای اینکه احمدی نژاد را بزنند ارزش ها را ضد ارزش جلوه می دادند، هنوز هم برای اینکه او را بکوبند از همین شیوه استفاده می کنند.

وی با نقل خاطره ای از دوران همکاری اش با دکتر احمدی نژاد در شهرداری تهران، اظهارکرد: در شهرداری تهران بنده به عنوان مسئول روابط عمومی، برنامه های دکتر احمدی نژاد را تنظیم می کردم. یک بار وقتی دکتر احمدی نژاد باید به جلسه مهمی می رفت، مردم دور ایشان را گرفته بودند و ابراز احساسات می کردند و مشکلاتشان را بازگو می کردند. من اصرار داشتم که آقای دکتر را از حلقه مردم خارج کنیم تا به جلسه برسد و لذا دست به کار شدم. ایشان بعدا نکته ای را به صورت خصوصی به من گفت که برای اولین بار است مطرحش می کنم. آقای احمدی نژاد به من گفت و قتی شما من را از میان مردم بیرون می کشید و می برید مثل این است که من را از بهشت خارج می کنید. یک دنیا عشق و محبت به مردم پشت این جمله خوابیده است.

استاندار ایلام در دولت دهم درباره اتهام غیر کارشناسی بودن مصوبات دولت های نهم و دهم در سفرهای استانی، گفت: متاسفانه نگاه کارشناسی در رقابت فی ما بین گروه های سیاسی قربانی می شود. در حال حاضر دولت یازدهم در سفرهایش همان مصوباتی را که می گویند کارشناسی نیست، افتتاح می کند. دولت یازدهم در این یک سال که اساسا پروژه جدیدی شروع نکرده و کلنگی بر زمین نزده چه رسد به اینکه به بهره برداری رسانده باشد، هر چه افتتاح می کنند از دولت قبل است. نکته دیگر اینکه اساسا در رده هیات دولت نمی توان تصمیم غیر کارشناسی گرفت. شاید نظرات کارشناسی متفاوت باشد اما غیر کارشناسی نیست.

وی با بیان اینکه پروژه های استانی توسط مدیران و کارشناسان استان به هیات دولت پیشنهاد می شد، اظهار کرد: باور آقای احمدی نژاد این بود که فرصت ما کم و کار روی زمین مانده زیاد است. ما باید بابت لحظه لحظه این دوران حساب پس دهیم، باید بجنبیم و به سرعت کار را جلو ببریم. ایشان سرعت عمل بسیار بالایی داشت اما شتاب زده عمل نمی کرد، هرچند من نفی نمی کنم که ممکن است در تصمیم گیری های سفرهای استانی خطایی هم صورت گرفته باشد اما وقتی برخورد با سفرهای استانی دولت قبل خلاصه می شود در منفی بافی صرف، واضح است که پای یک نبرد سیاسی در میان است نه دغدغه کارشناسی.

مهندس اعلایی با بیان اینکه احمدی نژاد رویکرد مدیریتی در کشور را عوض کرد، تصریح کرد: مهم این است که امروز حتی دولت یازدهم هم سفرهای استانی را که رویکرد دولت های نهم و دهم است دنبال می کند و نمی تواند از آن صرف نظر کند.

وی درباره فعالیت های این روزهایش گفت: بنده بازنشسته هستم. بعد از پایان دولت با دکتر احمدی نژاد دیدار کردم و ایشان گفتند قصد ورود به فضای سیاسی ندارند و بنده هم فعلا همین شیوه را دنبال می کنم. 

  

پی نوشت: این مطالب مهندس را باید علاوه بر منتقدان احمدی نژاد امثال آقایان سعیدی کیا ، جهرمی ، صفار هرندی، متکی، هامانه، وکلیه وزرا و استانداران معزول دولت  نهم و دهم بخوانند...........

+ نوشته شده در شنبه هشتم آذر 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

سوم آذر 93، روز وعده داده شده توافق هسته ای هم گذشت. تیم مذاکره کننده ایرانی با جدیت در این مذاکره ها به مانند گذشته فعال بود. نتایج و ماحصل این دوره از مذاکرات را کم و بیش همه در جریانند. تمدید مذاکرات ، پایبندی به توافقات گذشته از جمله تعلیق غنی سازی، پابرجایی تحریم ها و آزاد سازی 7 میلیارد دلار از 100 میلیارد دلار بلوکه شده از توافقات 3 اذر بود. 

  

اما نکاتی فراوان در این باب وجود دارد که ابهامات و سؤالاتی در ذهن پدید می آورد: 

1- چه چیزی از دست دادیم و چه چیزی بدست آوردیم؟ 

فی الواقع در بازی که از سال 92  دولت تدبیر به راه انداخت و دوست داشته و دارد که از آن نتیجه برد-برد را کسب کند، فراز و فرود هایی حاصل شد. در بعد مهمترین فراز های آن: 

- آزاد سازی 4.2 میلیارد از دارایی های ایران 

-برداشته شدن برخی از تحریم های قطعات هوایی  

و مهمترین فرود آن: 

- باقی ماندن تحریم ها بر علیه ایران  

- پلمپ تاسیسات غنی سازی 20 درصد 

- تبدیل ذخایر 20 درصد موجود به سه درصد 

این موارد بالا در توافق ژنو سال گذشته که از آن بعنوان پیروزی هسته ای ملت ایران! یاد شد، بدست آمد.و در این دوره تمدید تحریمات و آزادسازی 5 میلیارد دلار  از صدها میلیارد بلوکه شده. توافقنامه ژنو از ابتدا محکوم به شکست بود چون در این توافقنامه نه تنها حقوق ملت ما تأمین نمی‌شود بلکه سبب می‌شود تا حقوق قانونی ما سلب شود بنابراین ما از تیم مذاکره‌کننده به دلیل ایستادگی برای شفاف شدن بندهایی از توافقنامه ژنو که حقوق ما را ضایع می‌کند متشکریم و ای کاش از روز اول به بیانات رهبری توجه می‌کردند و این دقت نظر را به خرج می‌دانند تا یکسال توقع نادرست در افکار عمومی ایجاد نکنند. 

در زمان دولت دهم  بنا به گفته آقایان حکومتی مشکل از مدیر دولت بود نه تحریم ها.پس مشاهده می شود که در مذاکرات دولت تدبیر عملا یک حق مسلمی که 12 سال است برآن پافشاری می کنیم از دست رفت
 

2- ادبیات استکبار 

در این چند ساله ادبیات آمریکایی ها و اذنابشان همواره مورد توجه بوده است . در این مدت که هیچ از ابتدای انقلاب اسلامی  تا کنون همواره از زور و کدخداگری با ملت ایران سخن گفته اند. این مذاکرات هسته ای حداقلش این بود که می بایست ادبیات  آنها را درست کند اما :  

""""      جان کری : یک سال قبل ، برنامه هسته ای ایران با سرعت به سمت ذخایر بزرگتر،ظرفیت بیشتر غنی سازی اورانیوم و تولید پولوتونیوم در حد ساخت تسلیحات و حتی زمان فرار هسته ای کوتاه تر در حال حرکت بود اما امروز ایران پیشرفت در برنامه هسته ای خود را متوقف کرده است و نخستین بار در یک دهه آن را به عقب برگردانده است.ایران یک سال قبل حدود دویست کیلو اورانیوم با غنای بیست درصد داشت که به شکلی بود که می توانست به سرعت در سطح تسلیحاتی غنی سازی شود اما ایران امروز اورانیوم غنی شده در حد بیست درصد ندارد و این اورانیوم تضعیف شد یا به غنای کمتر تبدیل شد و ایران غنی سازی اورانیوم بالای بیست درصد را متوقف کرد

من همچنین قصد دارم تاکید کنم این توافق مانند هر توافق امنیتی دیگر نمی تواند براساس اعتماد باشد زیرا اعتماد نمی تواند یک شبه به دست آید. 

این تحریم ها اعمال شد تا ما را به مذاکرات برساند و در نهایت منجر به توافق شود. با این حال جهان تاکید می کنم جهان نه فقط آمریکا جهان نه فقط گروه پنج به علاوه یک، هنوز ابهامات جدی درباره برنامه هسته ای ایران دارد و برای آنکه تحریم ها لغو شود باید ایران اقداماتی ملموس و قابل راستی آزمایی بردارد و به ابهامات پاسخ دهد. این اصل ماجرا است. ""  

3- باور مقامات ایرانی 

دولتمردان یازدهم باید این نکته را قبول کنند ( صد البته قبول دارند ) که دشمنان از اقدامات ایران راضی نمی شوند مگر انکه سلطه کامل بر ما پیدا کنند.به آنها نباید خوشبین بود. آقای روحانی و ظریف این نکته را گفتند که اگر توافقی صورت نگیرد یا کارشکنی کنند ملت ایران پیروز است زیرا ما تمام تلاش خود را کرده ایم و مشکل از آنهاست و ملت ها خواهند فهمید که ایران مورد اعتماد است(به نقل از مضمون)......... اما باید اینکه را به این دوستان و مقامات عرض کنم که : 

--- ملت ایران در دولت های قبل و مذاکرات گذشته همواره خواهان تفاهم و توافق به نفع ملت بوده اند و این نکته جدیدی نیست 

--- اعتماد سازی از دوره دبیری خود آقای روحانی شروع شد و همواره ادامه یافته پس این هم جدید نیست 

--- کارشکنی استکبار بخصوص امریکا در سال 89 و تفاهم نامه تهران بر همگان و ملت ا آشکار شد که اگر در داخل حمایت های لازم صورت می گرفت دیگر نیاز به اتلاف وقت نبود 

--- دولتمردان قبل امریکا را تنها نمی دیدند و کشور های دیگر را فعال نگه داشتند تا انها را بتوانند بر علیه امریکا اجماع دهند اما این دولت فقط آمریکا را می بیند که در ظاهر شاید اینطور باشد ولی در عمل ما نیز کدخداگری امریکا را رسمیت داده ایم  

............................................................ 

ضمن عرض خسته نباشید مجدد به تیم مذاکره کننده اما باید توجه داشته باشیم که تنها راه و علاج در برابر زورگویی ، اتکا به نیروی داخل  در جهت قدرتمند تر شدن روز افزون است. ایستادگی در برابر استکبار و پیشرفت متقابل ضامن بقا و پیروزی است

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

ما نیز منتظر سوم آذر می مانیم........ امیدواریم و دعا میکنیم 

در باب عدم رای اعتماد امروز مطلبی نمی نگارم  تا ......  

فعلا سکوت

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

" اگر بیایم کاری خواهم کرد که با کمک پلیس زحمتکش و دلسوز، امنیت به خیابان ها برگردد.....دختران ما در خیابان احساس امنیت کنند"

 

این جمله به ظاهر زیبا و  دلنشین از زبان شخص دوم مملکت در زمان تبلیغات انتخاباتی وی در ۱۸ خرداد ۹۲ مطرح شده و با اتفاقات امروز جامعه پارادوکس جالب بوجود اورده است. به نظر نگارنده آقای روحانی هیچگاه فکر نمی کرد بعد از ایراد آن بیانات شور انگیز در جمع هواداران ، ح.اشی آن درست یکسال و اندی بعد گریبان دولت و جامعه را بگیرد و سایه اسید بر امنیت شهرها خیمه زند. سخنانی که هرچند در میان فضای احساسی مطرح گردید اما نیت پشت آن خود گویای مسائلی است که بازگو می کنم.

 

۱- جناب آقای روحانی که از زمان تبلیغات ریاست جمهوری همواره منتقدان اعتدال و تدبیرش را افراطی خوانده است، بر چه اساسی جامعه یکسال پیش را عاری از امنیت دانسته و قول بازگرداندن آسایش به جامعه و مخصوصاً دختران را صادر کرد. مگر  اسید پاشی مشابه  و یا فاجعه ای بی علت در آن ۸ سال چند بار رخ داده بود که مردم جانشان در عذاب بود؟!!!!!

۲- استفاده ابزاری از احساسات مردم و دادن وعده ای سراب گونه که نقیض آن اصلا وجود خارجی ندارد،آیا مصداق عدم راستگویی و تعهد رفتار نیست؟.  سیاسی کاری در گفتار و رفتار سبب دور شدن مردم از اصل اعتماد به مسئولان می شود.

۳- این حوادث اخیر  نشان داد  هر دولتی که سر کار باشد از تیغ افراد مجنون و روانی در امان نیست.و کنترل اینگونه جنایات امری سخت است. ولی  اینگونه اتفاقات سبب نشود که اقایان سیاسی کار ، بر علیه رقیب خود و مسئولان وقت هجمه های ناروا  روانه کنند.

۳- مسئله اسید پاشی در اصفهان حقیقتاً جنایتی غیر قابل انکار است و جانیان آن باید به اشد مجازات محکوم گردند. ولیکن آیا اکنون زمان آن نرسیده است مسولانی که شعار می دادند ضمن عذرخواهی از مردم با کمک پلیس زحمتکش و دلسوز امنیت را به خیابان ها باز گردادند تا دختران احساس امنیت وعده داده شده را در خود ببینند...

از اعتدال گرایان این انتظار می رود که جانب انصاف را رعایت کنند و اشتباه گذشته را تکرار ننمایند و بحق سخن بگویند البته اگر سیاست بگذارد. 

 

روحانی:کاری می کنم که همه زندانی‌ها آزاد شوند و دختران در خیابان احساس امنیت کنند

همایش تدبیر و امید در ورزشگاه شیرودی

+ نوشته شده در شنبه دهم آبان 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

بعضی ها در عرصه سیاست  آنچنان فراموشی گرفته اند که گذشته خودشان را به کلی فراموش کرده و الان در رویا بسر می برند. با عرض معذرت یکی از این اشخاص جناب آقای هاشمی رفسنجانی می باشد که بعد از ۸ سال بی محلی در دوران دولت تدبیر و امید جانی دوباره گرفته و مدام از معجزه مردم سخن میگوید. در اخرین بیانات ایشان به نقل از خبرگزاری ها با "اندیشه پویا" مطالب جالبی ارائه داده است که بنده به سهم خود به در بازخوانی بعضی رویدادها به ایشان کمک خواهم کرد. البته خودشان این مسائل را می دانند ولی به گمان بنده همان "آلزایمر سیاسی " معروف به سراغ ایشان آمده است:

اولین مخالف احمدی‌نژاد بودم و تا آخر ایستادم

 

۱- در انتخابات ۸۴ مردم با برگزیدن دکتر احمدی نژاد، نه قاطعی به آقای هاشمی گفتند.این یعنی اینکه به قول بعضی ها از حضور شما در عرصه اجرایی خسته شده بودند.

۲- در انتخابات خبرگان در شهر تهران حدود یک میلیون و خرده ای آرای مردم نصیب آقای هاشمی شد که اگر به میزان رای ایشان در سال ۸۴ در شهر تهران نگاهی بیاندازیم مشاهده می شود که آرا چند هزار تا با هم اختلاف دارد.یعنی جناب هاشمی باید متوجه باشد که رای معنی داری به ایشان داده نشده و میزان حدوداْ یکی است.

۳-در سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد مصوبات یک ساعنه ظهور پیدا نمی کرد. بلکه از قبل در تهران با حضور استاندار و فرمانداران آن استان ومشاوران و وزیر مربوطه طرح اولیه مصوبات و نیاز استان ها ساعت ها گفت و گو و بحث می گردید و خروجی آن برای ارائه در سفر استانی به همراه دولت برده می شد.  پس  مصوبات یک ساعته از اساس دروغ است. در ضمن اینکه از شما و دوستانتان و حامیانتان در این جلسات استفاده نمی شد، دلیل بر عدم وجود آنها نبود.

۴- انتخابات ریاست جمهوری از ابتدای انقلاب تا سال ۱۳۹۲ همواره مورد اهمیت برای نظام بوده است . در تمامی انتخابات جنبه امانتداری از رای مردم همواره محفوظ بوده است. پس جمله "حق الناس بودن رای مردم" در تمامی انتخابات مورد نظر مجریان و ناظران بوده است.

۵- مردم در سال ۱۳۸۴ اراده کردند و به شما نه گفتند.در سال ۱۳۸۸ نیز همین مردم  به هم پیمان شما نه قاطع گفتند. حال آنکه برگزیده شدن آقای روحانی با اکثریت ۰.۷ درصد نیز توسط همان مردم بوده است.و جالب انست که بدانید اگر در یک عضو از ارکان نظارت شائبه ای در ان وجود داشت  مطمئنا جایجایی ۲۰۰ هزار رای برای از حد انداختن اکثریت کار راحتی بود.

۶- انتخاب آقای روحانی معجزه نبود بلکه عملکرد بد و افتضاح رقبا و هم پیاله هاشان در قبل و حین تبلیغات سبب روی کار امدن دولت امید شد.

اما واقعیتی وجود دارد که ناشی از فراموشی نیست بلکه آنچنان که محمدباقر نوبخت در برنامه شناسنامه مطرح کرد آقایان نتوانستند اراده جمهور را در ۸۴ تحمل کنند و دلشان را با رییس جمهور منتخب صاف کنند که به نظر بنده این همان شکستن حلقه بسته مدیریتی ۲۰ ساله انقلاب بود. اینکه ۸سال دولت نهم و دهم بر اقای هاشمی سخت گذشت ، بر کسی پوشیده نیست اما سبب این سختی کسی نبود جز خود ایشان.

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

حسن روحانی بعنوان رییس جمهور اسلامی ایران برای دومین سال روانه نیویورک شد تا موضع ملت را در قبال جهان ارائه دهد. سخنرانی خوب، جامع و مبسوطی بیان کرد و نشان داد که ایران همواره حرفی برای گفتن در عرصه ها دارد . اما آنچه که قابل تامل است حاشیه ها و پاره ای از رفتارهای رییس جمهور بود که بیان می گردد:

۱- خالی بودن اکثر صندلی ها در هنگام سخنرانی

به مانند سالهای قبل که احمدی نژاد سخنرانی می کرد و نمایندگی کشور های تحت لابی صهیونیستی سالن را ترک میگفتند، این بار نیز حسن روحانی خود را در برابر اقل شرکت کننده ها می دید. این عیب برای رییس جمهور فعلی نیست بلکه افتخاریست برای ایران که دشمن ، تحمل شنیدن حقایق جهانی را ندارد. اما به اطلاع برخی ها می رسانم  که در سالهای قبل این حرکت  نمایندگی ها در خروج از سالن را اصلاح طلبان از نقاط ضعف دولت دهم در سیاست خارجی می دانستند و مدام منتقد این موضوع می شدند اما به آنها ثابت شد که باباجان هر چه قدر در برابر استکبار کوتاه بیاییم نیز فرقی نمی کند و به آنها نباید خوشبین  بود.

 

۲- توهین روباه پیر:

تا عکس دیدار کامرون و روحانی وارد فضای مجازی شد ، برخی رسانه های داخلی جو گیر شده و به مباهات این دیدار پرداختند و تیترهای غرب زدگی شدید نوشتند  . حال بماند که کامرون ادب نشستن دیپلماتیکی نداشت اما سخنان وی  از تریبون سازمان ملل و توهین به ایرانیان نشان داد که این دولت نباید به ضریح انگلیس دخیل ببندد و بداند که شفا نمی دهد.انگلیس همان روباه پیر قصه هاست.

 

۳- سخنرانی در موسسه آمریکای نوین

اما جالب ترین قسمت اینجاست که رییس جمهور می رود به موسسه ای که همواره  تزهای براندازی و انقلاب های رنگین به اسم دموکراسی از این نهاد برای جهان سوم بیرون می اید. موسسه آمریکای نوین که امثال هاله اسفندیاری و فرانسیس فوکویاما و جرج سوروس که ید طولایی در حکومت ستیزی دینی دارند،نان خور این مجموعه هستند دیگر بر کسی پوشیده نیست . احتمالا نیت دولت در این قضیه خیر بوده اما نباید دور اندیشی و زیرکی در رفتار و کردار فراموش گردد.

 

یادش بخیر آن مرد که حماسه کلمبیا را آفرید و موضع ضد امپریالیسمی داشت به قول آقایان دیگر رفته است اما قطعا خاطره آن از ذهن ها و تاریخ پاک نمیگردد.

     

 

 

 پی نوشت:

وقتی سخنرانی رییس جمهور آرژانتین را خواندم واقعا کیف کردم که یک زن مانند شیر در برابر ابرقدرتها  می ایستد و هراسی به دل راه نمی دهد....جای هوگو چاوز واقعا خالی بود.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

چند صباحی از فعالیت های دنیای مجازی فاصله گرفتم........ دوستان لطف به بنده داشتند و جویای احوال بودند که چرا مثل سابق نمی نویسی؟

راستش را بخواهید بعد از اتمام ریاست جمهوری آقا محمود، دیگر دلم به نوشتن نمی رود.اما دلیل دیگر آن به دنیا آمدن پسرم امیرعلی است. که این روزها و ایام قبل آن ما را حسابی درگیر زندگی کرده است.

...........................................................................................................................

اما فعالیت امثال بنده در این زمان که دولت اعتدال بر سر کار است کمی حالت کمدی دارد. از چه بنویسم و به چه انتقاد کنیم!!!

از سفرهای استانی بنویسیم که می گویند چرا مقایسه میکنی!!!!!!!!!

از برخورد با منتقدان بنویسیم که می گویند برو به جهنم!!!!!!!!!!

دولت روحانی که مثل بقیه دارای نقاط ضعف و قوت است الان عنان کشور را در دست گرفته و چه در جهت خوب و چه در جهت خلاف باد یکه تازی میکند.

میگویند اطرافیان احمدی نژاد بدهکار بانکی اند....دفتر احمدی نژاد میگوید که اسامی اطرافیان ما اگر مفسد اقتصادی اند افشا کنید اما بانک مرکزی می گوید که نمی توانیم آبرویتان را ببریم! جالب نیست!

آقای روحانی امروز گفت که تورم را بعد از 40 سال تک رقمی میکنیم در حالی که تورم 9.7 درصدی در ماه های میانی سال 89 را به یاد نمی اورد.

از بورسیه هایی بنویسیم که اول 3000 تا بود و بعد شد 970 و در روز استیضاح فرجی 465 شد و الان میگویند که اصلا کی بود چی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه از هر دری بنویسیم بعدش خنده مان میگیرد که این مملکت چرا این جوریست/! البته اینها دلیل نمی شود که از اوضاع و احوال مملکت غافل بمانیم و سکوت کنیم . کم کم زمان آن هم می رسد که قلم فرسایی ها را با جدیت ادامه دهیم اما در حال حاضر نظاره گریم و دعاگو....

+ نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

خداوند تمام مسئولین را نصرت و یاری فرماید علی  الخصوص رییس جمهور روحانی را..... اما نمی توان از حماسه مردم نیز در استقبال از مسئولانشان غافل بود.دولت یازدهم که مدام از حماسه این ملت در قبال خود سخن به میان می آورد بهتر است کمی به حماسه همین مردم در قبال مسئول جمهور قبلی نیز نیم نگاهی داشته باشد...

+ نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

تیتر سایتهای خبری روز بعدازظهر شنبه ۱۷/۳/۹۳ را نیم نگاهی بیاندازیم، لینک عکس مخالفت احمدی نژاد با طرحی در جلسه مجمع تشخیص را مشاهده می کنیم که به سوژه برخی خبرگزاریها تبدیل شده است .

اما نکته جالبی که این عکس دارد مخالفت احمدی نژاد با طرحی در مجمع بود که در مورد حذف اسامی برخی از مسئولین از لیست بررسی دارایی آنها در طول مسئولیتشان به بحث گذاشته شد.

این موضوع به نقل از خبرگزاری دولتی فارس بیان شده است که متن آن را در ذیل می خوانید:

.......................................

  به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز (شنبه) به ریاست آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد.

در این جلسه رؤسای دو قوه مقننه و قضاییه و دیگر اعضای مجمع تشخیص حضور داشتند و حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان غایب این جلسه بود. در جلسه امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام، برخی دیگر از افراد همچون برخی کارکنان نیروهای مسلح، رؤسای ادارات و مدیران دیگر به لیست بررسی دارائی مسئولان اضافه و کم شدند.

......................................

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

اگرچه دیر هنگام بود ولی یواش یواش روسیاهی زغال دارد معلوم می شود. و سینه چاکان قانون که به دولت قبل بیراه می گفتند رو به سمت رسوایی می روند

آیت الله جنتی دبیرشورای نگهبان به رئیس دفتر مقام معظم رهبری درباره یک اصل قانون اساسی نامه‌ای ارسال کرد.

شماره ۴۶۲/۱۰۲/۹۳
۲۴/۲/۱۳۹۳

جناب آقای محمد سینجلی جاسبی

رئیس هئیت مدیره و مدیرعامل محترم روزنامه رسمی

به پیوست تصویر نظریه‌های تفسیری شورای نگهبان درخصوص اصول قانون اساسی بهمنظور درج در روزنامه رسمی ارسال می‌گردد:

۱ـ نظریه تفسیری اصل هفتاد و پنجم ۷۵ قانون اساسی به شمارة ۴۹۷۴۹/۳۰/۹۱
مورخ ۲۳/۱۲/۱۳۹۱

۲ـ نظریه تفسیری اصل پنجاه و دوم ۵۲ قانون اساسی به شمارة ۵۰۰۰۲/۳۰/ ۹۲
مورخ ۳۱ /۱/۱۳۹۲

قائم مقام دبیر شورای نگهبان

محمدرضا علیزاده

شماره۴۹۷۴۹/۳۰/۹۱
۲۳/۱۲/۱۳۹۱

جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای محمدی گلپایگانی دامت برکاته

رئیس محترم دفتر مقام معظم رهبری مدظله العالی

عطف به نامه شمارة ۶۴۲۵ـ۱/م مورخ ۲۵/۹/۱۳۹۱، مبنی بر اظهارنظر تفسیری درخصوص اصل هفتاد و پنجم قانون اساسی، موضوع در جلسات متعدد شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نظر شورا به شرح زیر اعلام می‌گردد:

۱ـ درج عبارت «از محل صرفه‌جویی»، به نحو مطلق و برای مدت نامحدود و بدون تعیین محل و همچنین درج، عبارت «پیش‌بینی در بودجه سنواتی»، بدون تأمین منبع و نیز درج عبارت‌های «از محل اعتبارات مصوب مربوط» و «از محل اعتباراتمصوب دستگاه»، اگر مستلزم بار مالی جدید بوده، طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید مذکور در اصل ۷۵ قانون اساسی محسوب نمی‌گردد.

۲ـ درمورد بند یک سؤال دوم یعنی «معلوم نشدن طریق کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید»، با توجه به اینکه اصل طرح یا پیشنهاد به صراحت اصل ۷۵ قانون اساسی قابل طرح در مجلس نبوده، بنابراین قابل ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز نمی‌باشد. درخصوص سایر موارد، این شورا به نظر تفسیری نرسید.

دبیر شورای نگهبان ـ احمد جنتی

شماره۵۰۰۰۲/۳۰/۹۲
۳۱/۱/۱۳۹۲

نظریه تفسیری شورای نگهبان در خصوص «تغییر در ارقام بودجه»و «معلوم نشدن طریق کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید»

جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای محمدی گلپایگانی دامت برکاته

رئیس محترم دفتر مقام معظم رهبری مدظله العالی

عـطف به نامه شمارة ۶۴۲۴ـ۱/م مـورخ ۲۵/۹/۱۳۹۱، مبنی بر اظـهارنظـر تفسیری در خصوص اصل پنجاه و دوم قانون اساسی، موضوع در جلسه مورخ ۲/۱۲/۱۳۹۱ شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نظر شورا به شرح زیر اعلام می‌گردد:

ـ درخصوص سؤال اول، تغییر در ارقام بودجه به نحوی که شاکله بودجه را تغییر دهد، امکان‌پذیر نیست و نتیجتاً خلاف اصل ۵۲ قانون اساسی می‌باشد، درمورد سؤال دوم این شورا به نظر تفسیری نرسید.

دبیر شورای نگهبان

احمد جنتی

+ نوشته شده در جمعه دوم خرداد 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

عنوان بالا بر گرفته از دیالوگ رییس جمهور پیشین در مواجهه با سوالی  که خواستار نام بردن از افراد مورد دار بود. گفته شد. الان و هر روز بعد از روی کار آمدن آقای روحانی که می گذرد مصاحبه و سخنان مخالفان آقای احمدی نژاد مصداق همان دیالوگ بالاست .

آقای جهرمی که هنوز به عنوان متهم فساد ۳۰۰۰ میلیاردی پروندشان در دادگاه مفتوح است در مصاحبه ای مطالب زیر را بیان داشتند بگونه ای که خواننده با کمترین درنگ و تفکر به عمق مخالفت و کینه ورزی رییس پیشین بانک صادرات پی می برد:

 

شما از چه سالی به این نتایج رسیدید که دولت احمدی نژاد ریل گذاری اشتباهی دارد؟

از همان سال اول دولت نهم متوجه این موضوع شدم.

به همین خاطر احساس می‌کردم که باید از دولت خارج شد اما ضربه زدن به دولت مورد پسند نظام و مردم نبود و بر همین اساس بعد از گذشت زمانی استعفای کتبی دادم.

زمانی که دیدم واردات بی وریه رشد یافته است و به طور مثال تولید شکر ما از یک میلیون و 400 هزار تن به یک میلیون و 800 هزار تن رسید و واردات شکر از 800 هزار تن بود به 3 میلیون تن رسید استعفا دادم.


قبلا با آقای احمدی نژاد آشنا بودید؟

بله از زمان استانداری وی در اردبیل وی را می شناختم. آن زمان بنده استاندار فارس بودم.

پشیمان نیستید از این که به دولت رفتید؟

از این جهت که با آقای احمدی نژاد کار کردم پشیمانم. اما از این جهت که توانستم گامی در خصوص توسعه اشتغال بردارم پشیمان نیستم.

سال 84 به آقای احمدی نژاد رای دادید؟

خیر.

بسیاری معتقدند خیلی از تصمیمات آقای احمدی نژاد تحت تاثیر افرادی خاص بود که بعدها به جریان انحرافی مشهور شدند. در موضوع اقتصادی هم همینگونه بود؟

من قبول ندارم که کسی به آقای احمدی نژاد در حوزه اقتصادی خط می‌داد. در این زمینه به برنامه ریزی که خودش عمل می‌کرد و مصداق آن هم قانون هدفمندی یارانه‌ها بود.

اگر آقای مشایی درباره مسائل اقتصادی اظهارنظر می‌کرد نیز آقای احمدی نژاد نمی پذیرفت؟

مشایی در مسائل اقتصادی ورود نمی‌کرد. آقای مشایی بیشتر در مسائل اعتقادی فعالیت می‌کرد.

شما آقای مشایی را چطور تعریف می‌کنید؟ می‌گویند فن بیان فوق العاده‌ای دارد.

آقای مشایی را از زمانی که مدیرکل اجتماعی وزارت کشور در اوایل دهه 70 بود می‌شناسم. آقای مشایی آدم توداری است و آن اوایل هم این مسائل اخیر را نداشت. مشایی آن زمان آقای متدینی بود و فکر می‌کنم سیر و سلوک انحرافی داشت. زمانی که آقای احمدی نژاد در شهرداری بود توسط آقای مشایی مسخ شد!

نظر شما در مورد سهام عدالت چه بود؟

مخالف بودم. کمک به محرومان خوب است اما این کمک از طریق سهام عدالت نیست و باید پول را برای مردم سرمایه گذاری می‌کردند.

شما با سفرهای استانی موافق بودید؟

من سفر استانی را ابتدا به نحوی که با برنامه عمل شود موافق بودم اما احساس می‌کردم بیشتر کار بی‌برنامه است.

مثلا در یک استان چند هزار طرح تصویب می شد بی برنامگی بود؟

چنین موضوعی نبود. متاسفانه هم اکنون نیز آقای روحانی کار آقای احمدی نژاد را انجام می دهد و من مخالف این موضوع هستم. دلیل اصلی این که بهره وری در سرمایه گذاری ما نیست عدم مطالعه بر سرمایه گذاری است و این سفرها منجر به چنین سرمایه گذاری‌هایی می‌شود.

شما اگر مسئول پرونده هسته‌ای بود چگونه فعالیت می‌کردید؟

بنده نمی گذاشتم که این پرونده هسته ای زیان بالای 160 میلیارد دلار در سال را به کشور وارد کند.

هم اکنون روند مذاکرات را چطور ارزیابی می کنید؟

با توجه به چراغ سبز مقام معظم رهبری تیم مذاکرات در مسیر صحیح حرکت می کند. البته من اعتقاد دارم مسیر امروز را باید 18 سال قبل می رفتیم.

شما در دولت آقای هاشمی زمانی که می خواستند سیاست تعدیل اقتصادی را مطرح کنند حضور داشتید. آن زمان نظر شما چه بود؟

آقای هاشمی در دولت اول خود خوب کار کرد و در دولت دوم سیاست خود را تغییر داد. آقای هاشمی اولین رئیس جمهوری است که در دوره دوم انتخابات کمتر از دوره اول خود رای آورد و این هم به دلیل سیاست تعدیل اقتصادی بود. روسای جمهور ایران بعد از آقای هاشمی در رای خود در انتخابات روند صعودی داشته اند و احتمالا با روند موجود رای آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آینده بیشتر از انتخابات سال 92 خواهد بود.

کدام دولت موفق ترین دولت ایران بوده است؟

دولت آقای هاشمی را علی رغم انتقادات مختلفی که به اطرافیانش وارد است موفق تر از دولت خاتمی و احمدی نژاد می بینم.

بعد از آقای هاشمی چطور؟

آقای هاشمی بعد از جنگ رئیس جمهور شد و شرایط رکود کامل حاکم بود و موفق شد. رکود در دوران آقای خاتمی ادامه داشت و قیمت نفت کم بود اما موفق نبود. درباره دولت آقای احمدی نژاد نیز باید گفت پول زیاد این دولت را شکست داد.

سال 88 تلاش کردید احمدی نژاد رئیس جمهور نشود؟

من خیلی تلاش کردم اصلاح طلبان نامزد معرفی نکنند و با خود آقای کروبی حضوری صحبت کردم که نیایند. چون معتقد بودم اصولگرایان پیروز هستند و اگر اصلاح طلبان نیایند و اجازه بدهند رقابت درون اصولگرایی باشد احمدی نژاد رای نمی آورد. اصولگرایان هم مانند اصلاح طلبان یک طیف نیستند و تعدد سلیقه وجود دارد.

در میان اصولگرایان فردی بود که بتواند در مقابل احمدی نژاد قرار بگیرد؟

بله. احمدی نژاد در دور اول انتخابات با فحاشی به هاشمی و در دور دوم هم با فحاشی به دیگران رای گرفت.

آقای کروبی به شما چه گفت؟

حرف بنده را قبول نداشت. برداشت آقای کروبی این بود که آن 5 میلیون رای که در دوره نهم گرفته به 11 میلیون رای می رسد.

این در حالی بود که آقای احمدی نژاد از این شعار استفاده کرد.

بله. آقای کروبی با شعار 50 هزار تومان 5 میلیون رای آورد و آقای احمدی نژاد شعار 250 هزار تومان را مطرح کرد.

سال 92 به چه کسی رای دادید؟

به آقای روحانی رای دادم. استدلال بنده این بود که شرایط کشور به آرامش نیاز دارد. البته دو هفته آخر تصمیم گرفتم به روحانی رای بدهم و قبل از آن می خواستم به آقای ولایتی رای بدهم. استدلال من این بود که کشور به تعامل بین الملل نیاز دارد و فکر می کردم آقای ولایتی بهتر می تواند این موضوع را پیگیری کند. بعد از آقای ولایتی آقای روحانی بود و 10 روز مانده به انتخابات احساس کردم آقای روحانی جلوتر است و به وی رای دادم.

آقای احمدی نژاد به دنبال ماندن در قدرت بود؟

احمدی نژاد به دنبال اجرای سیاست پوتین مدودف در ایران بود و اعتقاد داشت که این موضوع اجرایی می شود.

هم اکنون نیز بحث بازگشت احمدی نژاد به سیاست است.

اگر شورای نگهبان، شورای نگهبان باشد که هست بعید می دانم احمدی نژاد را تایید صلاحیت کند.

شما پیش بینی می کنید احمدی نژاد جریان داشته باشد یا یک فردی است که تمام می شود؟

بعضی ها جریان هستند اما احمدی نژاد نمی تواند جریان باشد. چون عقبه ای ندارد. کسانی که هم اکنون از احمدی نژاد طرفداری می کنند به دلیل مخالفت با روحانی است.

..................................................

نمونه این سخنان در در سخنرانی های برخی سیاسیون مانند هاشمی، جهانگیری ، وزرای برکنارشده دولت دهم و ............... می شنوید اما در مورد آنها فقط باید بگویم که آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.

البته یک مثل است که می گوید وای از آن روزی که شیر تنها و زخمی باشد که هر کفتاری جرئت می کند بیاید و یک لگد به او بزند.................................

 

یک نماینده خواستار حذف یاران احمدی‌نژاد از شطرنج انتخابات شد

محسن رضایی: بدترین دوران جریان انقلابی دوران اقای احمدی نژاد بود

رفسنجانی: دولت می کوشد انحرافات 8 سال گذشته را جبران کند / تشبیه احمدی نژادی ها به ارتش بعثی

برای شکست احمدی نژاد در انتخابات 88 با کروبی رایزنی کردم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

از عجایب جدیدی که فقط در ایران می توان یافت:

 

یارانه ای که زمانی مرحمتی امام

زمان بود، امروز حرام شده است

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

«هاشمی را روزگاری «مرد عبور از بحران» می خواندند و وقتی از او درباره این بحران هشت ساله پرسیدیم، چند بار از جزییات طفره رفت و گفت که نمی خواهد «چوب به مرده بزند» اما مگر می شود به همین آسانی از این هشت سال و به ویژه چهار سال نفسگیر دوم یک دولت خرابکار و نامشروع گذشت. برای همین وقتی هاشمی انگیزه هایش را از ورود به انتخابات 84 می گوید، مسیر گفت وگوی ما ناگزیر به نقد دولت احمدی نژاد هم می رسد: «روندی که با دوران بازسازی و سازندگی آغاز شد، روند تکاملی بود که تا سال 84 ادامه داشت و اگر همان گونه ادامه می یافت، به ویژه در زمانی که نفت گران شد و پول زیادی به دست آوردیم، خیلی خوب می شد. اگر این هشت سال، دست یک دولت توانا و عاقل بود، پیشرفت کشور حالت جهشی داشت.»

متن بالا بر گرفته از ویژه نامه روزنامه اعتماد است.نگارنده مطالب خود را بر فرض صحت نوشته های بالا مکتوب می کنم در حالی که می دانم که صحت دارد

 

۱- آقای هاشمی و دوستان باید بدانند که مشروعیت از شخصی با گفته و سخن پراکنی سلب یا منتصب نمی شود. مشروعیت تعریف دارد و کسی که در چارچوب آن تعریف قرار گیرد می توانند از مشروع یا نامشروع بودن آن دم بزنند.

۲- ملاک اگر بر نقاط ضعف باشد که از اولین رییس جمهور تا آخرین انها همه دارای نقاط ضعف بودند و هستند.پس با این حساب تمام این دولت ها نامشروع می باشند من جمله دولتهای پنجم وششم.

۳- آقای هاشمی از سال ۸۴ به بعد این را مد نظر داشته که تنها کسی که در عرصه سیاسی توانسته وی را مغلوب سازد ، احمدی نژاد بوده است . به همین علت از آن سالها تا کنون همواره از هر فرصتی استفاده نموده و به دولت نهم و دهم حمله ور شده است. خب این شکست دلیل بر نامشروع بودن حریف نیست.

۴- مگر مردم زمان دولت پنجم وششم را یادشان رفته است و آن بحران های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را. تورم ۴۹ درصدی ، غائله مردم خوزستان و طبس و...، پایه گذاری اشرافیگری و فساد اداری و اقتصادی، رانتخواریهای گسترده و ..... که نمونه کوچکی از رویدادهای زمان آقای هاشمی بر مسند ریاست است.خب این اثرات تا الان بر زندگی مردم اثر گذاشته است. آیا برای نامشروع بودن کافی نیست.این را باید مد نظر داشت که همان مردمی که به احمدی نژاد رای دادند همان هایی بودند که هاشمی و روحانی را بر سر کار آوردند.

۵- امثال مثل بابک زنجانی ها و یقه سفید ها همه در دولت هاشمی جان گرفتند و بوجود آمدند. اینکه دولت اصلاحات و تدبیر امید ادامه دولت سازندگی است ، خود گویای مسائلی ست که برای فهمیدن آنها به زمان نیاز می باشد  و اکنون سکوت بالاترین فریاد است.

 

دولت پیشین «نامشروع» و «خرابکار» بود! / دولت قبل عاقل نبود

توهين و تحقير براي تحريك، پاسخ احمدي نژاد چيست؟

دفاع ولایتی از دولت احمدی نژاد

پندار شکست خورده

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

 

نحوه استقبال مردم از این سه دوست نیز جالب است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

دولت راستگویان بار دیگر نه به طور کامل اما صداقت خود را نشان داد و وعده سبد کالایی را به اجرا در آورد. اما تصاویر و اخبار حواشی دور روز اول توزیع این سبد ، خود گویای  هزاران حدیث نگفته است. از ماجراهای قبل توزیع و عدم اختصاص به قشر کارگر گرفته تا نحوه توزیع و در صف ایستادن مردم از ۶ صبح همه زوایای اشکاز این طرح بود.

اما آنچه که در این میان به نظر اهمیت داشت را در ذیل آورده ام:

۱- نحوه اختصاص سبد توزیعی این را نشان می دهد که جانب عدالت از سوی مسئولان نادیده گرفته شده است. هدف آقایان حمایت از مردم می باشد اما آیا اقشار کارگر و تامین اجتماعی هایی که بالای ۵۰۰ هزار تومان در ماه حقوق میگیرند واقعا جزء مرفهین حساب شدند که سبد به آنها تعلق نگرفته است؟

۲- دولت می توانست با طرحی مبالغ هر سرپرست را در کارت وی شارژ و حق انتخاب را به خود نفر می داد تا بتواند بطور خرید کالایی و صرفا خرید از  فروشگاه ها بصورت غیر نقدی اقدام نماید.زیرا در هر صورت این مبلغ وارد چرخه اقتصادی می شود و این بهانه که در اختیار نهادن مبلغ به سرپرست ایجاد تورم می کند یک بهانه سوخته است.

۳- تصاویری که از این دو روز انتشار یافته است آیا با کرامت و شان مردم ما همخوانی دارد ؟... قطعا چنین نیست. صحنه هایی که بوجود آمده نوعی بی احترامی به مردم تلقی می شود که مسسب آن حرکت اشتباه مسئولان در این امر است.

۴- اما آقای روحانی مطلبی را باید بداند که دوستان وی در سال های قبل عمل واریز نقدی یارانه دولت به حساب مردم را نوعی گداپروی می خواندند. و شاهد این امر هم آقای هاشمی رفسنجانی و مصاحبه و سخنرانی های ایشان است.حال الان باید روشن شود که اگر عمل دولت قبل گداپروری بوده، پس این حرکت دولت جدید را چه بنامیم؟

در شرایطی که بسیاری از حامیان عملکرد کنونی دولت، مسئولان گذشته را به دلیل دادن یارانه نقدی به رویکرد پوپولیستی و مخدوش کردن شان و کرامت مردم متهم می کردند اما اکنون خود عامل این رویداد تاسف برانگیز شده اند که علاوه بر اشتباه در انتخاب قشر ضعیف جامعه، شیوه توزیع نامناسب آن هم رویدادهای تلخی را رقم زده است.

اما همه حقیقت این نیست!!!!

 

نتیجه «در مرکز نشستن» و تصمیم گرفتن بهتر از این نخواهد بود/

لطفا پیام ۲۴ خرداد را دریافت کنید

 هاشمی «سبدکالایی» را گداپروری نمی‌داند؟

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت توسط محمد رسول سلطانی |

مطالب قدیمی‌تر
 
پیچک دریافت کد ذکر ایام هفته برای وبلاگ